X
تبلیغات
پرچین رویا

سلام،سال نومبارک،آرزوی بهترینهاروبرای تک تک شمادوستان عزیزوگرانقدرم دارم،بخاطراین مدت تقریباطولانی که ازفضای مجازی دور بودم ازهمتون معذرت میخوام ،این هم یک شعر!

فرارکرده ام

ازتو

اززندگی

ازخودم

سبزرادوست دارم،اما

برای تو مشکی پوشیدم

[ یکشنبه سوم فروردین 1393 ] [ 22:59 ] [ مهدیه ناجی ]

[ ]

ازکیوتو ۱می ایی

بابوی خیزران۲

چشم هایم

دستم

دلم رابه حرف می اوری

بی انکه بخواهم زمان راخراش میزنم

وتو توده های توهم رادرذهن عقیمم می خشکانی

 

پانوشت۱:کیوتو یکی ازشهرهای ژاپن است که به خاطر داشتن جنگل های زیبای خیزران جنبه ی توریستی دارد

پانوشت۲:خیزران  یا بامبونمادشانس واقبال است .خیزران درکشورهای چون هند نماد رانده شدن شیاطین ودربعضی کشورهانمادرسیدن دومعشوق بهم است

[ دوشنبه سیزدهم آبان 1392 ] [ 17:54 ] [ مهدیه ناجی ]

[ ]

 

 


[ دوشنبه بیست و دوم مهر 1392 ] [ 10:56 ] [ مهدیه ناجی ]

[ ]

 

رقص کنان

می سوزی

ومیرویانی فصلی سیاه را..

ملکه ی سفیدپوشی که

اتش درسر داری و

دل به گور سپرده ای

[ چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1392 ] [ 15:46 ] [ مهدیه ناجی ]

[ ]

یک مشت حسرت

ولبهای ابستن حرفهای نگفته...

مانده ام دنیا

چرا بالا نمی اورد این همه خوشی را...!

[ شنبه نهم شهریور 1392 ] [ 20:9 ] [ مهدیه ناجی ]

[ ]

 (1)

من هستم وتو

وشهري كه مردمش،

عشق را پس مي زنند

منتظر امدن قطاري هستيم،كه به اين شهر برنگردد...

(2)

اين تقويم را

اين كابوس ها را

زير قدمهاي نيامدنت خاك ميكنم

(3)

خودكاربر مي دارم

تا پلي بكشم براي رساندن

دوخط موازي بهم...


[ پنجشنبه بیستم تیر 1392 ] [ 11:59 ] [ مهدیه ناجی ]

[ ]


دستانم

آرام آرام،سرد مي شوند

تو درمن،

گريه ميكني

جواز كفن و دفنم را صادر نمي كنند

هنوز،در من نفس مي كشي...

با تشكر از محمد هلشي

[ یکشنبه بیست و ششم خرداد 1392 ] [ 11:37 ] [ مهدیه ناجی ]

[ ]

نگو مرا دوست داری

تو شیفته ی رنگین کمانی

من فقط خاکسترم

[ دوشنبه سی ام اردیبهشت 1392 ] [ 10:24 ] [ مهدیه ناجی ]

[ ]

گامهایم رابرمیدارم

سمج تراز دیروز ها

کوچه را چند باروچندین بار...

به دنبال ردپایی

ومن  گم شدم

می کوبم بر آن در

می کوبم بر این در

شاید این در...

شاید این درکه باز شود

مرا به "خودم"برساند

[ پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1392 ] [ 16:20 ] [ مهدیه ناجی ]

[ ]

چشم هایت را...

قاب گرفتم

قاب

دروغ نمی گوید

****************************

ترس من

از انگشتان اشاره است

وگرنه در تمام شهر

تو رافریاد میزدم

***************************

می روم

می روم همچون رسوایی برگی زرد دربهار

می روم با دامنی پر از گندم

این بار خودم را می چینم

تا تو سبز بمانی

 

[ پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1392 ] [ 16:15 ] [ مهدیه ناجی ]

[ ]

تو ماه من باش...!

من دامنم را پر از شب میکنم

[ شنبه بیست و چهارم فروردین 1392 ] [ 16:14 ] [ مهدیه ناجی ]

[ ]

شب سیاه ودلی گرفته

سایه ماه وسنگینیش

حجابی مرادربرگرفته

سکوت من ونگاه سرد ماه

انگارخوشبختی ازاین جاپرگرفته

این من این تو واین آیینه نگاه

چرامرا صداکردی ای ماه؟

[ سه شنبه بیست و نهم اسفند 1391 ] [ 16:30 ] [ مهدیه ناجی ]

[ ]

تلفیق هنر و زیبایی

زیبا تویی...

هنرمند منم

که توراشناختم

****************************

تو ماه من باش...

من دامنم را پراز شب می کنم

****************************

درنبودت می خندم

نمی دانند که..!؟

خندهایم رادوست داشتی

 

[ سه شنبه بیست و نهم اسفند 1391 ] [ 16:23 ] [ مهدیه ناجی ]

[ ]

اشکهایم که سرازیر می شود...

"مادرم"دانه دانه‌‌‌ نخ تسبیح می کند

غم هایم را...

[ سه شنبه بیست و نهم اسفند 1391 ] [ 16:16 ] [ مهدیه ناجی ]

[ ]

حذف میکنم تورا

مثل جغد های شوم

کابوس چه به کار من می آید...!؟

[ پنجشنبه دهم اسفند 1391 ] [ 17:34 ] [ مهدیه ناجی ]

[ ]

از خطوط موازی بیزارم

بیشتر از ادمهای سیاه

مثل شب یلدا. . .

برای نرسیدن.

گاهی سکوت

بلندترین حرف است

[ پنجشنبه دهم اسفند 1391 ] [ 17:31 ] [ مهدیه ناجی ]

[ ]



مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه