سلام،سال نومبارک،آرزوی بهترینهاروبرای تک تک شمادوستان عزیزوگرانقدرم دارم،بخاطراین مدت تقریباطولانی که ازفضای مجازی دور بودم ازهمتون معذرت میخوام ،این هم یک شعر!

فرارکرده ام

ازتو

اززندگی

ازخودم

سبزرادوست دارم،اما

برای تو مشکی پوشیدم

می ایی...

ازکیوتو ۱می ایی

بابوی خیزران۲

چشم هایم

دستم

دلم رابه حرف می اوری

بی انکه بخواهم زمان راخراش میزنم

وتو توده های توهم رادرذهن عقیمم می خشکانی

 

پانوشت۱:کیوتو یکی ازشهرهای ژاپن است که به خاطر داشتن جنگل های زیبای خیزران جنبه ی توریستی دارد

پانوشت۲:خیزران  یا بامبونمادشانس واقبال است .خیزران درکشورهای چون هند نماد رانده شدن شیاطین ودربعضی کشورهانمادرسیدن دومعشوق بهم است

 

 


 

رقص کنان

می سوزی

ومیرویانی فصلی سیاه را..

ملکه ی سفیدپوشی که

اتش درسر داری و

دل به گور سپرده ای

یک مشت حسرت

ولبهای ابستن حرفهای نگفته...

مانده ام دنیا

چرا بالا نمی اورد این همه خوشی را...!

 (1)

من هستم وتو

وشهري كه مردمش،

عشق را پس مي زنند

منتظر امدن قطاري هستيم،كه به اين شهر برنگردد...

(2)

اين تقويم را

اين كابوس ها را

زير قدمهاي نيامدنت خاك ميكنم

(3)

خودكاربر مي دارم

تا پلي بكشم براي رساندن

دوخط موازي بهم...



دستانم

آرام آرام،سرد مي شوند

تو درمن،

گريه ميكني

جواز كفن و دفنم را صادر نمي كنند

هنوز،در من نفس مي كشي...

با تشكر از محمد هلشي

...

نگو مرا دوست داری

تو شیفته ی رنگین کمانی

من فقط خاکسترم

گامهایم رابرمیدارم

سمج تراز دیروز ها

کوچه را چند باروچندین بار...

به دنبال ردپایی

ومن  گم شدم

می کوبم بر آن در

می کوبم بر این در

شاید این در...

شاید این درکه باز شود

مرا به "خودم"برساند

چشم هایت را...

قاب گرفتم

قاب

دروغ نمی گوید

****************************

ترس من

از انگشتان اشاره است

وگرنه در تمام شهر

تو رافریاد میزدم

***************************

می روم

می روم همچون رسوایی برگی زرد دربهار

می روم با دامنی پر از گندم

این بار خودم را می چینم

تا تو سبز بمانی

 

ماه من

تو ماه من باش...!

من دامنم را پر از شب میکنم

سپید بلند

شب سیاه ودلی گرفته

سایه ماه وسنگینیش

حجابی مرادربرگرفته

سکوت من ونگاه سرد ماه

انگارخوشبختی ازاین جاپرگرفته

این من این تو واین آیینه نگاه

چرامرا صداکردی ای ماه؟

زیبا

تلفیق هنر و زیبایی

زیبا تویی...

هنرمند منم

که توراشناختم

****************************

تو ماه من باش...

من دامنم را پراز شب می کنم

****************************

درنبودت می خندم

نمی دانند که..!؟

خندهایم رادوست داشتی

 

مرهم

اشکهایم که سرازیر می شود...

"مادرم"دانه دانه‌‌‌ نخ تسبیح می کند

غم هایم را...

حذف میکنم تورا

حذف میکنم تورا

مثل جغد های شوم

کابوس چه به کار من می آید...!؟

از خطوط موازی بیزارم

از خطوط موازی بیزارم

بیشتر از ادمهای سیاه

مثل شب یلدا. . .

برای نرسیدن.

گاهی سکوت

بلندترین حرف است